شیلا لبخند کمجانی زد و رفت نزدیک کاناپه یکباره ایستاد و عقب رفت مردی کف اتاق افتاده بود چشمانش نیمهباز و بیفروغ بود لکه قرمزی روی کت خاکستریاش دیده میشد شیلا ناخواسته خم شد دست گذاشت روی گونههای مرد یخ بود دستهایش هم همینطور دست کشید روی لکه کتش و بعد دستش را با وحشت عقب کشید در همین موقع صدای در حیاط را شنید در باز شد و زنی مسن و قد بلند آمد تو شیلا صدای خفهای از خود بیرون داد چیزی شبیه به خرخر زن آمد نزدیکتر و با صدای بلند گفت: ـ کسی اینجاست؟ شیلا: ـ من چیزه زن آمد کنارش و صدای شیلا برید بعد جیغ زد: ـ نه، نه مواظب باش لگدش کردی بیا این طرف مرده
مشخصات
-
قطعپالتویی
-
نوع جلدشومیز
-
مترجممجتبی عبداللهنژاد
-
وزن275,275 گرم











دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.