مگره زیر پرتو آفتاب هنوز سرد ماه مارس مشغول بازی بود نه مثل ایام کودکی با مکعبهای کوچک؛با پیپهایش همیشه 5 یا 6 پیپ روی میزش قطار بود و هربار که میخواست یکی را پر کند آن را بر حسب خلق و خوی آن لحظهاش برمیگزید قوز کرده بود و نگاهش مبهم بود در مورد باقیمانده دوران خدمتش تصمیم گرفته بود تاسف هیچ چیزی را نمیخورد ولی تا حدی غمگین بود
مشخصات
-
قطعرقعی
-
نوع جلدشومیز
-
مترجمعباس آگاهی
-
وزن200











دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.